صدای نامحرم رادیو عراق  دیگر برای مردم دزفول تکراری بود :
«عراق ظرف 48 ساعت آینده اهداف تعیین شده در زیر را مورد هدف حملات موشکی خویش قرار خواهد داد» :

الف – دزفول

اگرچه شهرهای مورد هدف در الفبای ابجد عراق تغییر می کرد اما جایگاه الف همیشه مختص دزفول بود.
دزفول
پایتخت مقاومت ایران  و به قول عراقی ها ( بلدالصواریخ – شهر موشک ها)
روزگاری  پیکر استوارش  از
176 موشک 6، 9 و 12 متری
2500 گلوله توپ
300 راکت
زخمی شد
و در طول 2700 روز مقاومت 2600 شهید تقدیم امام و انقلاب کرد و 19000 واحد مسکونی و اداری اش تخریب شد.
اما هنوز همچنان استوار اما مظلوم و گمنام جایگاه الف را در صبوری و مقاومت حفظ کرده است


:: پروفایل مدیر وبلاگ
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.
 
اسطوره های مقاومت 5
نویسنده : علی موجودی
تاریخ : دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۱

بالانویس1:

از شهید عظیم اسدی مشکال ،هرچه گشتم عکسی پیدا نکردم. شال و کلاه کردم و رفتم شهید آباد. هم من عکاس خوبی نیستم ، هم نور آفتاب مزاحم بود. اگر عکس ها جالب در نیامده بگذارید به پای همان دو دلیل که گفتم.

بالانویس2:

چون نتوانستم زندگینامه ای از این شهید عزیز به دست بیاورم ، تمامی آنچه را که هم از سخنان آقای سخاوت و هم کتاب آقای در کتانیان پیدا کردم ، نقل می کنم.

 

 

اسطوره پنجم : دانشجوی شهید عظیم اسدی مشکال

 

از شهید اسدی مشکال اطلاعات زیادی ثبت و ضبط نیست. از روی سنگ مزارش فهمیدم متولد 1336 است.  عظیم را اولین شهید انقلاب اسلامی دزفول لقب داده اند. عظیم دانشجوی دانشسرای اهواز است و زمانی که فعالیت های چریکی و جنگ و گریز و شعارنویسی ها در دزفول شدت می گیرد ، به همراه عده ای از بچه های دزفول ساکن اهواز به شهر بازگشته و شبانه دست به آتش زدن بانک ها و شعارنویسی بر روی دیوارها می کنند .

دانشجویان دانشسرای تربیت دبیر و جندی شاپور اهواز تصمیم می گیرند که در روز نهم فروردین ماه 57 ، که برابر با چهلم شهدای 29 بهمن تبریز است ، بانک ها و مراکز اقتصادی وابسته به شاه را در دزفول به آتش بکشند.

قرار براین می شود که عملیات در قالب چند تیم انجام شود که در هر تیم ، یک نفر شیشه بانک را شکسته و دیگری بنزین ریخته و نفر سوم آتش بزند.

عظیم مامور آتش زدن بانک ملی چهارراه سیمتری می شود. عملیات لو رفته است و عظیم بی خبر از این موضوع که مامورین لباس شخصی در کمین آنها هستند ، ساعت شش صبح اقدام به آتش زدن بانک می کند و بلافاصله با رگبار مسلسل مامورین مواجه و دستگیر می شود.

عظیم را به شهربانی منتقل کرده ، لباس هایش را از تن خارج و در هوای سرد اوایل فروردین ماه ، با آب سرد بدنش را خیس کرده و شروع می کنند با شلنگ بر بدن او زدن.

سپس دستبند می زنند و می بندند به تنه درخت.

سرپاسبان محمد تقی حاجی عیدی از شکنجه گران شهربانی ( حاجی عیدی در مورخ 23 /12/57 به جرم شهادت عظیم به سزای اعمل خود می رسد و اعدام می شود ) آنقدر عظیم را شکنجه می دهد که عظیم ، زیر شکنجه از هوش رفته و پس از انتقال به سلول که پزشک ساواک او را معاینه می کند رو به سرگرد نوید می گوید :«کارش تمام است».

 

نام شهید عظیم  اسدی مشکال که مظلومانه و به بی رحمانه ترین وجه ممکن توسط نیروهای فاسد رژیم به شهادت می رسد ، به عنوان طلایه دار خط سرخ شهادت انقلاب اسلامی دزفول همیشه می درخشد.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

چند خاطره و شرح وقایع و تصویر اسناد محرمانه ساواک در شهادت شهید عظیم اسدی مشکال را در ادامه مطلب آورده ام.

 

 

جنازه را به رودخانه بیاندازید

هاشم ستاری رئیس وقت ساواک دزفول بعد از اطلاع از شهادت عظیم ، به شهربانی زنگ زده و می گوید : «باید جنازه او را از بالای پل حمیدآباد به رودخانه می انداختید که جنجال به پا نشود. ما خیلی از افراد سیاسی را که زیر شکنجه می میرند به رودخانه می اندازیم»

 

پرسوخته

بعد از تحویل جنازه شهید ، آثار شکنجه از قبیل : ضربات باتوم ، سوختگی در پشت بوسیله اتو ، خون مردگی اطراف چشم ها ، شکسته شدن دندان ها ، کبودی تمامی قسمت های بدن به دلیل ضربات شلاق کاملا مشهود بوده است.

 

دروغ

در اسناد ساواک برای سرپوش گذاشتن به شکنجه های وحشیانه ، مرگ عظیم را در اثر اصابت سر او به جدول کنار خیابان مطرح می کنند و اینکه او را به بیمارستان انتقال داده و معالجات موثر نبوده است و وی فوت شده است.

 

روی شانه های شهر

فردای روز سیزده به در ، مردم قدرشناس دزفول ،شییع بسیار باشکوهی برای او برگزار کرده به طوری که خیل جمعیت را تانک های رژیم شاه مشایعت می کنند ؛ مردم از درب “مسجد جامع” تا شهید آباد پیکر او را تشییع می کنند . مرحوم علامه مخبر با گریه بر پیکر عظیم نماز می خواند و عظیم مهمان بهشت می شود. سپس مردم درب منزل “شهید اسدی مشکال” رفته و شعار سر می دهند ” می کشم می کشم آنکه برادرم کشت “؛ “شهیدان بدانید تا انتقام نگیریم آرام نمی نشینیم “.

مرحوم علامه مخبر 15 فروردین ماه در مجلس ترحیم عظیم شرکت می کند و منبری آتشین می رود که جملات سخنرانی او در اسناد محرمانه ساواک آمده است.

مجلس ترحیمی که در محاصره تانک های دشمن در مسجد جامع برگزار می شود و بعد از این مراسم علامه مخبر ممنوع المنبر می شود.

 

 منبع :کتاب انقلاب اسلامی در دزفول ، غلامرضا درکتانیان

سایت مجد دز



:: موضوعات مرتبط: شهیدعظیم اسدی مشکال