صدای نامحرم رادیو عراق  دیگر برای مردم دزفول تکراری بود :
«عراق ظرف 48 ساعت آینده اهداف تعیین شده در زیر را مورد هدف حملات موشکی خویش قرار خواهد داد» :

الف – دزفول

اگرچه شهرهای مورد هدف در الفبای ابجد عراق تغییر می کرد اما جایگاه الف همیشه مختص دزفول بود.
دزفول
پایتخت مقاومت ایران  و به قول عراقی ها ( بلدالصواریخ – شهر موشک ها)
روزگاری  پیکر استوارش  از
176 موشک 6، 9 و 12 متری
2500 گلوله توپ
300 راکت
زخمی شد
و در طول 2700 روز مقاومت 2600 شهید تقدیم امام و انقلاب کرد و 19000 واحد مسکونی و اداری اش تخریب شد.
اما هنوز همچنان استوار اما مظلوم و گمنام جایگاه الف را در صبوری و مقاومت حفظ کرده است


:: پروفایل مدیر وبلاگ
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.
 
خداحافظی الف دزفول از فضای مجازی در سالروز تولد هشت سالگی  
نویسنده : علی موجودی
تاریخ : جمعه یازدهم مرداد ۱۳۹۸

خداحافظ! به شرطی که بفهمی تر شدن چشمام

خداحافظی الف دزفول از فضای مجازی در سالروز تولد هشت سالگی  

یازدهم مرداد ماه سال 1390 بود که پنجره ی الف دزفول  را رو به شهدا گشودم و از آن روز تا کنون 8 سال می گذرد. 8 سال پر از فراز و نشیب های متعدد. « 8 سال دفاع  مقدس» در فضای مجازی از «هشت سال دفاع مقدس»  و امروز الف دزفول 8 ساله می شود، اما قرار است در همین 8 سالگی اش جاودان شود، مثل هشت سال دفاع مقدس.

در این هشت سال خدا شاهد زخم هایی بود که در این نبرد مجازی برداشتم و شکوه نکردم. از تهمت ها ، تهدیدها، تحقیرها و  توهین هایی که شنیدم و دم بر نیاوردم. از برخی مسئولین و از حاجی گرینوف هایی که الف دزفول موی دماغ بی تدبیری و بی کفایتی شان شده بود و همیشه می خواستند الف دزفول فقط به معرفی شهدا بپردازد و به آرمان ها ،  اهداف ، وصایا و خواسته های شهدا کاری نداشته باشد.

همه ی آن زخم ها و دردهایش برایم شیرین بود ، چون دعای خانواده های شهدا ، خصوصاً مادرانشان بدرقه راهم بود و دعای جانبازانی که الف دزفول صدای مطالبه گری حقوق پایمال شده شان بود.

الف دزفول ، 8 سال پنجره ای بود رو به شهدایی که کسی نام و نشانی ازشان نشنیده بود، تا آنان را از حد یک تصویرِ توی قاب بیرون بکشد و به مردم  و به جوانان و نوجوانان نسل های جدید معرفی کند و نگذارد گرد فراموشی بر خاطراتشان بنشیند.

الف دزفول  یک تنه و تنها  و بدون پشتیبانی حتی رسانه های محلی شهر ، 8 سال جنگید و نگذاشت  بی کفایتی و  بی لیاقتی برخی مدیران و خصوصاً حاجی گرینوف ها از دید مردم پنهان بماند.

و امروز علیرغم میل و خواسته های مواج و طوفانی درونی ام و بنا به مصلحت هایی که ماه هاست به آن اندیشیده ام ، پس از 8 سال تلاش بی وقفه ، تصمیم گرفته ام که این پنجره را ببندم.

حالا می فهمم که حضرت امام(ره) چرا پذیرش قطعنامه را به نوشیدن جام زهر تعبیر کردند و  من نیز خداحافظی از این فضا و بستن پنجره ی الف دزفول را به نوشیدن جام زهر تعبیر می کنم و خدا می داند که این تصمیم نه ثمره ی فشار و تهدید و تهمت ها و تحقیر های آقایان است که هیچگاه نه برایم عددی بوده و نه هستند و نه نتیجه ی یک احساس زودگذر. مصلحتی است که به دلایل شخصی پس از ماه ها سبک و سنگین کردن بدان رسیده ام.

یقینا دوستان حزب الهی و انقلابی و خانواده های معظم شهدا و ایثارگران از این اتفاق ناراحت می شوند که این قلم دیگر نخواهد چرخید و  برخی مدیران و حاجی گرینوف ها خوشحال که الف دزفول دیگر نیست تا مُچِ خلاف هایشان را بگیرد.

از تمامی مخاطبین این هشت سال طلب حلالیت دارم و می خواهم که دعایم کنند. شاید روزی برگشتم و دوباره این پنجره را گشودم و شاید جبهه ای دیگر را برای نبرد و انقلابی گری و آتش به اختیار بودن انتخاب کردم. دعایم کنید که ادامه ی مسیر زندگی ام هر چه باشد ، به عاقبت بخیری ختم شود.

پنجره ی الف دزفول بسته می شود، اما از خداوند و شهدایی که این 8 سال مدافعشان بودم می خواهم که توفیق دهند پنجره ی دلم همیشه  رو به شهدا باز باشد، منی که تمام هست و نیستم را بدون اغراق از شهدا دارم و لحظه ای در تنگناها تنهایم نگذاشته اند.

خداحافظ الف دزفول... خداحافظ پنجره ای که 8 سال رو به شهدا باز می شدی و زندگی ام را پر از عطر شهدا می کردی...

خداحافظ ،  به شرطی که بفهمی ، تر شدن چشمام

 

یاعلی