صدای نامحرم رادیو عراق  دیگر برای مردم دزفول تکراری بود :
«عراق ظرف 48 ساعت آینده اهداف تعیین شده در زیر را مورد هدف حملات موشکی خویش قرار خواهد داد» :

الف – دزفول

اگرچه شهرهای مورد هدف در الفبای ابجد عراق تغییر می کرد اما جایگاه الف همیشه مختص دزفول بود.
دزفول
پایتخت مقاومت ایران  و به قول عراقی ها ( بلدالصواریخ – شهر موشک ها)
روزگاری  پیکر استوارش  از
176 موشک 6، 9 و 12 متری
2500 گلوله توپ
300 راکت
زخمی شد
و در طول 2700 روز مقاومت 2600 شهید تقدیم امام و انقلاب کرد و 19000 واحد مسکونی و اداری اش تخریب شد.
اما هنوز همچنان استوار اما مظلوم و گمنام جایگاه الف را در صبوری و مقاومت حفظ کرده است


:: پروفایل مدیر وبلاگ
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.
 
بیاد شهید معظم مرتضی افراز
نویسنده : علی موجودی
تاریخ : چهارشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۱
 

بالانویس ۱:

کم کاری این دو هفته را بگذارید به حساب شلوغی سرم در شروع سال تحصیلی جدید.

بالانویس ۲:

۱۹ مهر سالگرد عروج ملکوتی استاد عزیزم شهید روح الله سوزنگر را از یاد نبرده ام. به روان پاکش فاتحه ای نثار کنید.

بالانویس ۳:

خاطره را به راوی اش می شناسند ، اگر راوی اش این رفیق ما نباشد که باز هم حاضر نیست از لاک گمنامی بیرون بیاید.

 

راز سجده مرتضی


 

 

توی گرماگرم عملیات بدر همپای بچه های گردان عمار با دشمن بدجوری درگیر بودیم. بیسیمچی گروهان بودم. از زمین و آسمان آتش می بارید. در این میان یک لحظه چشمم افتاد به مرتضی. جوانی اهل دل که آرپی جی زن گروهان بود. قبضه آرپی جی را گرفته بود توی دستش . اما یک مشکل بزرگی که بوجود آمده بود، آرپی جی هایی بود که پس از شلیک منفجر نمی شدند.

در آن هیرو ویر به ما گفتند که این آرپی جی ها تقلبی هستند و باید جمع آوری شوند.

چشمانم را دوختم توی چشمان مرتضی.  او هم زل زده بود توی چشم های من.

گفتم : «مرتضی. یه کاری کن.»

پاسخی نداد. با اینکه می دانست موشک های آرپی جی تقلبی است و منفجر نمی شود، یک موشک را برداشت و گذاشت توی قبضه. برخاست و ایستاد و نشانه رفت.

فریاد «یا زهرا»یش را آنقدر بلند گفت که صدای شلیک درآن گم شد. موشک را شلیک کرد و بلافاصله سر را گذاشت به سجده.

یک چشمم مسیر موشک را دنبال می کرد و یک چشمم مرتضی را که سرش را به سجده گذاشته بود روی خاک.

موشک آرپی جی خورد به تانک و منفجر شد. با فریاد الله اکبر گفتن های من شانه های مرتضی هم تکان می خورد.

مانده بودم که در سجده کوتاهی که فاصله بین شلیک تا انفجار بود، مرتضی در سجده اش با حضرت زهرا(س) چه گفت.

«شهید مرتضی افراز» توی همان عملیات بدر آسمانی شد و رفت به همانجا که باید می رفت و من ماندم با خاطره آن آرپی جی تقلبی که سجده مرتضی منفجرش کرد.

 

مزار مطهر شهید مرتضی افراز در گلزار شهدای بهشت علی دزفول زیارتگاه عاشقان است.

 

 



:: موضوعات مرتبط: شهید مرتضی افراز