صدای نامحرم رادیو عراق  دیگر برای مردم دزفول تکراری بود :
«عراق ظرف 48 ساعت آینده اهداف تعیین شده در زیر را مورد هدف حملات موشکی خویش قرار خواهد داد» :

الف – دزفول

اگرچه شهرهای مورد هدف در الفبای ابجد عراق تغییر می کرد اما جایگاه الف همیشه مختص دزفول بود.
دزفول
پایتخت مقاومت ایران  و به قول عراقی ها ( بلدالصواریخ – شهر موشک ها)
روزگاری  پیکر استوارش  از
176 موشک 6، 9 و 12 متری
2500 گلوله توپ
300 راکت
زخمی شد
و در طول 2700 روز مقاومت 2600 شهید تقدیم امام و انقلاب کرد و 19000 واحد مسکونی و اداری اش تخریب شد.
اما هنوز همچنان استوار اما مظلوم و گمنام جایگاه الف را در صبوری و مقاومت حفظ کرده است


:: پروفایل مدیر وبلاگ
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.
 
به بهانه ی یادکردی از شهید حسن اسدمسجدی و روایت مظلومانه و دردناک شهادتش
نویسنده : علی موجودی
تاریخ : پنجشنبه هفتم دی ۱۳۹۶

بالانویس:

این پست را با به هم پیوند دادن خاطره ی شهادت غریبانه ی «شهید حسن اسدمسجدی» از زبان چند راوی نوشته ام. روایت عروج «حسن» روایت فوق العاده دردناکی است.  با تشکر از دوستان عزیزم مسعود پرموز و علی عطاران که برای این پست همکاری کردند.

 

شب ششم

روایت لحظه به لحظه ی شهادت مظلومانه ی «شهید حسن اسدمسجدی»

 

پرده ی اول : روایت زخم

راوی: حجه الاسلام والمسلمین ناصر قمر

 از سال 1361 «حسن» را می شناختم ؛پدرش نفت فروش بود؛ خودش هم نجاری می کرد تا گذران زندگی کند. اما وقتی شیپور جنگ نواخته شد ؛ مثل خیلی از بچه های دیگر راهی جبهه شد.

پائیز سال 1366 بود و هوای کردستان بسیار سرد و برای بچه های اطلاعات عملیات لشکر7 ولی عصر(عج) کار شناسائی برای عملیات نصر 8،  به مراحل سختی رسیده بود.

«حسن» از آن دست بچه های پر شر و شور بود و آن روز طبق معمول فضولی اش گل کرده بود و با داد و فریاد، به دنبال یکی از بچه ها می دوید تا در آن هوای سرد، آب بر سر و رویش بریزد و من که تازه خبر شهادت «مرتضی گریزی نژاد» را شنیده بودم دمغ بوده و حال و حوصله خندیدن نداشتم؛



:: موضوعات مرتبط: شهید حسن اسدمسجدی
:: ادامه مطلب